چو بید برسر ایمان

به شیوه ی حضرت کیارستمی در تکه تکه کردن حافظ، حکایت این روزهای من این است:
چو
ب ی د
برسر
ایمان
خویش می‌لرزم

در حاشیه: بالاخره به توصیه برف حافظ مثله شده به دست آقای کارگردان را دیدم. بیچاره حافظ. حضرت کارگردان روی شاملو را در ترکتازی و گشاده دستی در ابیات حافظ سفید کرده است. گذشته از چرائی این بی‌مزگی و مسخرگی که در اصل عمل کیارستمی نهفته است، برای من عجیب است آدمی که کارش تصویر است، حتا نتوانسته ترتیبات و وابستگی های تصویری کلمات را زیر تیغ سلاخی‌اش محترم بشمارد. این کار کیارستمی شباهتی نیز به اغلب - و نه همه‌ی - فیلم هاش دارد: یک جور خود شیرینی مدرن وعوامفریبی فرهنگی برای جلب توجه دیگران است.

گواش 

کاملن با نظرت موافقم. راستی سر نزنی به ما ها!!!!

ليلا 

سلام آقای زندی
برای اولين بار به وبلاگتون سر زدم و خيلی خوشحال شدم که همه چيز سبک و styleداره. اميدوارم در رشته اصليتون هم به همين اندازه خوش سليقه و صاحب سبك باشين.
نوشته هاتون خواندنيه و نگاهتون به موضوعات موشكافانه و از نوعي ديگر.

موفق باشين.

آلفرد 

آی آی آی...
داشتیم مهندس؟ به کارگردان محبوب من؟

فریناز از کارولینا 

جناب رازیگر ندیده بودم قلم اینقدر نیشدار و کشنده!
کاش این قلم خرج دشمنان میهن می شد!!. البته در این مورد باهاتون موافقم.
از اینها گذشته نوشته های فوق العاده ای دارین

سعید 

چو بیدش خیلی خوب بید!
مخلصیم.
حتی مخلص پیامگیرت هم هستیم که تا میل نگیریه اذن ورود نمیده!

اكبر 

جناب زندی عزيز
چه خوب و به جا نوشته بودی خصوصاْ «...يک جور خود شيرينی مدرن و عوام فريبی فرهنگی...» :)

اردشیر 

در مورد این کتاب می گن که اگر هر اسمی به جز کیارستمی رو جلد کتاب می خورد، حتی یک نسخه هم فروش نمی کرد!
جمله آخرت راجع به کیارستمی خیلی باحال بود، اصولا من هم معتقدم کارگردان ها دو دسته اند، آنها که هنرمند هستند و آنها که اشعار حافظ را تکه تکه می کنند!

حامد 

نظرمن دفعه ی اولمه که به اينجا اومدم. با تمام احترامی که برای شما و شخصيتتان قائلم ادميزاد است ديگر. دارای اختلاف نظر است. که اگر نبود يه چيزهايی کم داشتيم. من هم مثل بقيه فک می کنم اگه اسم کيارستمی رو کتاب نيود فروش نمی رفت ولی عدم فروش دليل بدی چيزی نمی شود. چه بسا بهتر هم هست چون کتاب اصلا در مملکت ا فروش نمی رود. حتی روستازادگی هم دليل بد بودن کسی و کاری که می کند نمی شود. اصلا هيچی دليل هيچ چيز ديگری نمی شود. در مورد آقای سبحانی هم من فکر می کنم ايشون خود دارای رودل بوده اند با شناخت کمی که از شخصيتشان دارم. اما سبحانی هم گوش می دهم چون اون دليل نمی شود که گوش نکنم. و در آخر خيلی خوشحالم که با ادبيات جديدی در اين مکان آشنا شدم. حال داد مثلا خودشيرينی فرهنگی کلمه ی قشنگيه حالا کاری ندارم که اصلا ازش خوشم نيومد چون ميدونين که: دليل نمی شود. خيلی دوست دارم کلمه ای یا حالتی یا موقعیتی که از خوندن اين کامنت در شما ايجاد ميشه رو بهم بگين چون کلا چيز باحالی بايد باشه هرچند هرجوری ک ميخواد باشه چون ناراحت نميشم من به خاطر اينکه ...


قربانت گردم، شکر خدا نبرد حاشیه و متن عجالتن به نفع وجود مبارک فضول الممالک تمام شده و تا اطلاع ثانوی فرمایشات ایشان را در همین ستون اصلی وبلاگ رویت خواهید فرمود. مخلص- میرزا شپله