قربانت گردم، میرزا شپله امروز کله صبحی یقه مبارک ما را چسبیده که چه، که یک کاره بپرسد فضول جان نظر شما در باب حکایت شیرین خیانت چیست؟!. میگویم آخر پدر آمرزیده!، مملکت امر مهمتری ندارد که ذهن کج روی خودت را مشغول این جور موضوع بعیدی کردهای؟
عرض میکند اولن فضول جان، خود حضرتعالی همیشه میفرمایید که مملکت وزیر و وکیل و امثالهم دارد، نیازی به فضولی امثال ما نیست، دومن، این سوال را حکیم باشی بلاگستان فرموده که همیشه سوالهای مهم را میپرسد، وگرنه این میرزای بیمقدار چه دخلی به خیانت و اینجور حرفها دارد.
میگویم میرزا جان، اول اینکه خیانت را دور از جان خانمهای با شخصیتی که اینجا را میخوانند، اصولن فقط خانمها مرتکب میشوند. آقایان اگر هم زبانم لال دست از پا خطا کنند، خیانت نمیفرمایند. بلکه دارند از حقوق حقه خودشان استفاده میکنند. بعد هم پدر آمرزیده، این دور و زمانه ، آقایان مذکور هم خیلی همت بفرمایند از عهده وظایف معمول خودشان بربیایند هنر کردهاند. بعید میدانم کار به استفاده از حقوق دیگرشان بکشد، خصوصن آنکه عین حضرتعالی از برادران جناح اصلاح طلب هم باشند!
در حاشیه: قربانت گردم، خواستم گفته باشم این حضرت حسنی کوله پشتی هم اگر ترشی نخورد و همین جور پیش برود، ما هم قول میدهیم آستین بالا بزنیم و یکی از همین خانمهای زنستانی دم بخت را برایش خواستگاری کنیم که اجر دو طرفه دارد و از هردو طرف اسباب آزار خلایق محدودتر میشود .
جناب فضول اللمالک ما از شما که مرد متجددی هستید توقع بیشتری داشتیم که به ضعیفه جماعت توجه بیشتری بفرمایید . این جوری خوبیت نداره به خدا!
فضول جان،
این کامنت دونی تو هم از مال من بد تر است تا حالا چند بار نوشته ام را پس زده خواستم بگویم این موضوع سر دراز دارد چرا به همین سرعت سر و ته قضیه را هم آوردی؟
در بلاگ نیوز لینک شد
--------------------------------------------------------------
رازیگر: کاپیتان عزیزم، بابت لطف همیشگی ات ممنون. بابت کامنتدونی هم شرمنده ام.سعی می کنم درستش کنم.
وجدانا دست شوما درد نکنه ... ما از خوندن این پست خيلی ذوق کرديم
تازه اون تیکه آخر صوبتها تون يه لبخند شيطنت آميزی بر این چهره لاتی ما نشوند که نگيد و نپرسيد ... عجب سوژه توپی ميشه هااااااااا