تاملی کوتاه بر توقیف شرق

اول- شرق، در غیاب هم‌میهن که جوان‌مرگ شد تا وسعت شیوع و قامت قد کشیدنش را نبینیم، و در حضور اعتماد و کارگزاران و بقیه، به نظر من حرفه‌ای‌ترین و در عین حال معتدل‌ترین روزنامه منتقد در ایران بود.
دوم- اگر بپذیریم که قسمت مقدر شرق از سوی کسانی که حتا تحمل همین حد از نقد معتدل را هم ندارند، از پیش معلوم بود و محکوم به بسته شدن، -که فرض دور از ذهنی هم نیست- اما باز هم دلیل نمی‌شود که از آن‌هایی که به بی‌پروایی گزک به دست شحنه بی‌گذشت دادند، حرفی نزنیم و نقدی و مروری بر ملاحظه‌گی آنان نداشته باشیم.
این موضوع وقتی جدی‌تر می‌شود که بیادمان بیاید که شرق با چه وسواسی بر سرپا مانده بود و می‌کوشید بهانه به دست کسی ندهد و از هیچ خط قرمزی عبور نکند. برای روشن شدن بد نیست این نوشته زیبا کلام و مصاحبه مهدی رحمانیان را ببینید .
سوم- به گمان من بهانه‌ی اصلی توقیف شرق، نه مصاحبه با آن خانم، که این نوشته‌ی آقای بهنود بود. نوشته‌ای که گرچه به اصرار نویسنده‌ی آن قرار نیست طنز باشد -که به تایید درست خودش هیچ استعدادی در طنازی ندارد- اما من یکی هنوز نمی‌فهمم اگر چنین نوشته‌ی بی‌سر و تهی را طنزی کم مایه ندانیم، چه باید بدانیم.
چهارم- خوب است آقای بهنود که عمری در این عرصه پیراهن دریده اند و روزگار دیده‌اند، می‌گفتند که فایده‌ی عبور دادن این نوشته در جوف نامشان، از زیر دیدگان مضطرب و مواظب متولیان شرق، و به چاپ سپردن آن در شرایطی که خود بهتر به آن واقفند چه بوده است و آیا این همه گشاده دستی بر اعتماد اهالی شرق ارزشش را داشته است یا نه.
پنجم- اگر بشود به تقریب ادعای مصاحبه کننده با ساقی قهرمان را در نداشتن عمدی بر ایجاد بهانه برای برخورد با روزنامه شرق پذیرفت - که می‌شود -، اما ادعای ندانستن سابقه و حواشی شخصی این خانم، در ذهن من یکی فرو نمی‌رود.
مگر اصلن این خانم کدام وجه مشعشع شاعرانگی و ادیبانه را داشته است که وجه اصلی شخصیت او - که به همان شهره آفاق شده است - به چشم حضرت پور محسن نیامده است؟
چطور می‌شود که ایشان کسی را بر سکوی مصاحبه نشانده است و قربان صدقه‌ی هنرش رفته است و سیل کلمات کشدار و لوس را برای روشن نمودن نوع نگرش ادیبانه او تبادل کرده است، بی‌انکه حداقل مرور کوتاهی بر نوشته‌های مثلن شاعرانه‌ی او داشته باشد و به احوال و مایه‌ی زبانزدی او واقف شود؟.
این کار پور محسن، اگر نگویم شیطنت، دست کم ریسک بی‌ملاحظه‌ای با سرنوشت شرق و اهالی او بوده است.

در حاشیه: به سیاق اغلب کسانی که در این باره نوشته‌اند، و ناگزیر اشاره‌ای هم به هم‌جنسگرایی خانم ساقی قهرمان - که اسم اصلی‌اش لابد یا طلعت قاسم‌آبادیست یا گلین باجی اویار یا چیزی شبیه این- داشته‌اند،من این بار از مدافعان ایشان که به محض هر نقد و انگی بر شخصیت ایشان، خود را محق می‌دانند که رگبار فحش و فضیحت را روانه منتقدین و مشمئزین کنند، یک سوال ساده دارم و آن این است که معنی پذیرفتن سلائق گوناگون و رعایت حقوق هم‌جنس گراها و انواع مشابه‌شان، آیا این است که باید آن‌ها را برسرمان گذاشته و حلوا حلوا کنیم و کسی جرات نقد شان و یا ابراز احساس شخصی در موردشان را نداشته باشد؟ و اصولن پذیرش حضور و حقوق این جماعت، یعنی پذیرش اعتقاد به مرام آن‌ها و تقدیس روابطشان؟

آشيل 

خوانديم و به فکريم حميدرضا عزيز ،به فکر يک جام ديگر :‌)‌
به سبزی .
آشيل

آشيل 

خوانديم و به فکريم حميدرضا عزيز ،به فکر يک جام ديگر :‌)‌
به سبزی .
آشيل

دكتر عباس پارتيزان 

درود بر شوما حرف حق که ديگه جواب نداره ..... وجدانا ما هم وقتی رفتيم و وبلاگ اين خانوم رو خونديم هيچی سر درنياورديم که هيچی تازه سر درد هم گرفتيم ما کاری به گرایش ایشون نداریم ولی واقعا عجب شعرايی داريم هااااااا !!!

پارسا 

حمید خان صددددددددد در صد موافقم. مخصوصا بهنود که به نظر من هم نوشتش خیلی تحریک آمیز بود.
یه وقت شاید هم اینا عمدی بوده.

پارسا 

در ضمن به نظر من بهنود مقاله نمی نویسه. انشا می نویسه

-----------------------------------------------

رازیگر: پارسا جان به این شدتی که شما می فرمایید نیست ها! بهنود نوشته های ماندنی کم ننوشته. به هر حال ممنون از توجهت

مسعود 

به نظر من نیز خنده دار است که که آدمی با شاعری مصاحبه کند بدون آنکه شعر هایش را خوانده باشد. این از بی دروپیکری مطبوعات ماست که هرکسی رشد می کند

حامد 

سلام قربان. مشتاق دیدار. یادی از ما نمی کنید. بر وفق مرادید؟ سری هم به وبلاگ من بزنید و ناقابلاتی را ملاحظه فرمایید.

ابوذر آذران 

شرق را كه بستند حالم گرفته شد در بهت فرو رفتم اما اكنون شهروند امروز مي خوانم
منو لينك كنيد

حامد 

سلام قربان. مشتاق دیدار. یادی از ما نمی کنید. بر وفق مرادید؟

سامان 

به نکات مهمی اشاره کرديد .
اميد وارم به وبلاگ نويسی ادامه دهيد
من ۴ شنبه اينده تهران هستم.
خدا نگهدار

یک رهگذر 

سلام هموطن ایرانی. سایت یاهو که آدرس ایمیل من و شما در آن قرار دارد و روزانه با مسنجرش چت می‌کنیم، نام کشور من و تو را از لیست کشورهایش در صفحه‌ی ثبت نام حذف کرده. اگر غیرت و عرق ملی‌ات اجازه نمی‌دهداین ننگ را بپذیری، با لینک دادن به صفحه‌ی http://helloyahoo.net از طریق کلیدواژه‌ی Yahoo mail به بمب درحال پیشرفت علیه یاهو کمک کنید تا کوچکترین وظیفه‌ی ما به کشورمان ادا شده باشد... متشکرم


قربانت گردم، شکر خدا نبرد حاشیه و متن عجالتن به نفع وجود مبارک فضول الممالک تمام شده و تا اطلاع ثانوی فرمایشات ایشان را در همین ستون اصلی وبلاگ رویت خواهید فرمود. مخلص- میرزا شپله